پیامهای مدیریتی
ادیسون :
- « خلاقیت یعنی یک درصد الهام 99 درصد عرق ریختن »
شرح : بعضی از افراد بر این باورند که خلاقیت ذاتی است برخی دیگر باور دارند که با آموزش هرکس می تواند خلاق شود . دردیدگاه دوم خلاقیت را می توان فرایندی چهار مرحله ای دید مرکب ازادارک ، پرورش ، الهام و نوآوری . ادارک یعنی نحوه دیدن چیزها . خلاق بودن یعنی چیزها را زا زاویه ای منحصر به فرد دیدن . به عبارتی یک کارمند ممکن است راه حل های یک مسئله را طوری ببیند که دیگران نمی توانند آن طور ببینند . رفتن از ادارک به حقیقت به هر حال فورا اتفاق نمی افتد . در عوض اندیشه ها از فرایند پرورش می گذراند . بعضی اوقات کارکنان نیاز دارند که در مورد اندیشه های خود تعمق کنند . این به معنای فعالیت نکردن نیست بلکه در این مرحله کارکنان باید داده های انبوهی را که ذخیره ، بازیابی ، مطالعه و دوباره شکل دهی کرده اند در نهایت در قالب چیزی جدید بریزند . گذشت سالیان برای طی این مرحله امری طبیعی است . در فرایند خلاقی الهام آن لحظه ای است که تمامی تلاشهای قبلی شما به طور موفقیت آمیز به ثمر نمی رسند . گر چه الهام به شعف می انجامد اما کار خلاقیت تمام نشده است . خلاقیت نیز به تلاشی نوآور دارد . نو آوری یعنی گرفتن آن الهام و تبدیل آن به تولیدی مفید خدمت یا روش انجام چیزی . این گفته را به ادیسون نسبت می دهند . که خلاقیت یعنی یک درصد الهام 99 درصد عرق ریختن ، به عبارتی 99 درصد نوآوری را آزمودن ، ارزشیابی کردن و باز آزمودن آن چیزهایی تشکیل می دهد که توسط الهام دریافت شده است . معمولا د راین مرحله است که یک فرد دیگران را بیشتر مطلع و درگیر آن چیزی میکند که روی آن کار کرده است.
- هر یک از ما یک موجود منحصر به فرد و بی همتا هستیم .
- آنچه سرنوشت ما را تعیین می کند . شرایط زندگی مان نیست بلکه تصمیم های ماست . بدبختی یا خوشبختی ما معلول اندیشه و عمل ماست .
- اگر پیام خود رادر قالب حق بریزید و به زیور هنر بیارایید دنیا و آخرت از ان شما می شود .
- ازآفاتی که مدیر را از پا در می آور و او را در اجرا و پیشرفت کارها باشکست روبرو می سازد موقعیت ناشناس است .
- در میدان تربیت حربه « جدال احسن » ضربه « یوم الخندق » است .
- با دیگران دوستانه و برادر وار زندگی کنید . ولی وظایفتان را مثل غریبه ها انجام دهید .
- اگر اغلب مردم با نظر من موافق باشند ، آنوقت این گمان د رمن ایجاد می شود که نکند اشتباه می کنم .
- افرادی که خیلی متعصبند آنهایی هستند که عقاید متزلزلی دارند .
- یک سلام یا یک تبسم برای مسئولان آموزشی هزینه ای ندارد ، ولی بی تردید فقدان آن ممکن است موجب خرج گردد .
- به کارکنان اعتماد داشته باشید ، هنگامی که این احساس مورد قبول شما و آنان واقع شد مشکلات کاری به حداقل خود خواهد رسید .
- خطاها و اشتباهاتی را که کارمندان مرتکب می شوند در خفا به آنها متذکر شوید .
- زمانی مدیریت میتواند به خود ببالد که اگردر سازمان حضور نداشته باش کارها سیستماتیک انجام شود . به عبارتی دیگر پرسنل برنامه کارشان را بدانند در حقیقت احساس خود کنترلی در بین کارکان ایجاد شده باشد .
- فرمانها وقتی قاطعانه اما صمیمی و بی تکلف باشد نافذ و پایدار است و اطاعت مطبوع جایگزین اطاعت منفور می گردد .
- تفاوت بین عقیده محکم و متعصب آن است که افراد عقایدشان را می توانند بدون عصبانیت بیان کنند .
- برای رهبری کردن باید ارتباط موثر برقرار کرد .